Showing posts with label Poems. Show all posts
Showing posts with label Poems. Show all posts

July 7, 2012

ریدم تو رگت

ای ایران و ای ایرانی!
آری...
ای پارس پرست آریایی!

ای فرزند کوروش!

پشه را نکش!

بگذار تا خون غلیظ آریایی‌ات را از رگ و پی‌ات بمکد و آن را در سراسر جهان برقصاند و بگستراند
بگذار یَک یَک گولبول‌های آریایی‌ات، همچون پرچمت بر جای جای آسمان میهنت کاتوره‌ طور برافراشته شود
بگذار صدای وزوز غرور سمج و جهنده‌ات تلالو حضور لاینقطع دو هزار و شصّد ساله‌ات شود
بگذار دشمن انَت از این همه تحملت در برابر تجاوز نیش بیگانه و مکیده شدن این جوهرۀ پرمایه شرمگین شود

آری...
آری!
آری.

پس ای فرزند کوروش!

آرام بگیر

و پشه را نکش.

June 10, 2012

مراعات النظیر

Banana بود هر که دانا بود

ز دانش دل Peach برنا بود

January 12, 2012

Under any Circumstances


تو کز محنت دیگران بی غمی

باید بیای اینو بخوری

January 7, 2012

من می‌گوزم، زارت زارت. تو نمی‌گوزی

من ناله می‌کنم
آه ، آه

تو ناله می‌کنی
هیاق ، هیاق

من درد دارم
آخ ، آخ

تو درد داری
شاپالاخ ، شاپالاخ

من می‌خندم
هاه هاه

تو می‌خندی
عارطانقاه عارطانقاه

برو

هر وقت صدای درد و ناله و خنده‌ات شبیه من شد

بیا

December 12, 2011

play list


چرا شافِل کند سانگی؟

که باز آرد پشیمانی

October 17, 2011

Something Personal


بیا د، د بهت میگم بیا

بیا می خوام بشورمت، می خوام لیف بکشم پشتتو، می خوام کف بمالم اون حُزن‌تو،

می خوام برات آواز بخونم، برم تو کوچه برات پا واز بدوام.

کون لخت برات برقصم. هاج و واج بمونی اصن!


آخه تو یه نفری، من صد نفر. تو یه دل داری، من سنگ دل.

چرا یه جوری نیگام می‌کنی انگار درست نشستمت؟

می خوای کیسّه بکشم پشتتو؟ می خوای باز کنم من مشتتو؟

ببینی یه من، چقد تو میده؟

می‌خوای کف دستتو بو کنم؟ خودمو برات شبیه قو کنم؟
خب بگو چه مرگته، که هر چی می‌شم دوای دردته.


د بگو از چی می‌ترسی؟ از من؟ از ننم؟ از تنم؟

بیا د، د بیا می خوام بوت کنم.
تخم نفاق رو بکّار تا برات شوت کنم


شاید باید از هم جدا شیم، سر و تهِ مار بوآ شیم.

از من به تو نصیحت، اعدام باید گردد.
مشمول هر دولتی، اعزام باید گردد.


می فهمی؟
با توام می فهمی؟

با تو ام.

همیشه.

از جلگه بگیر تا بیشه.

با تو ام.

باهات هم می مونم.


کون‌لخت می رقصم و

برات آواز می خونم.

September 27, 2011

Love Story


یه ذره ی بنیادی ی ..

اسمتو روش نوشتم

July 5, 2011

My Favorite Post


آ

کلاهش را برداشت،

لبخندی زد

و به سین ، لام کرد

Me God


اونی که منو ساک می زنه

این د نِیم آو گاد می زنه


Ace of Heart


تا توانی دلی به دست آور
دل بریدن هنر نمی باشد


خاجه حاکم گشنیزی

May 17, 2011

حقوق بیکاری


آقا .. راستی اینو بگم..

کسموش هایی که پارسال چال کرده بودم یادته؟

همشون درومدن!

برگ دادن و گل دادن و

شدن یکی این قد

April 25, 2011

ئی کوپه ی ما کو پَه؟

هفت شهر عشق را قطّار گشت

ما هنوز اندر خم یک کوپه ایم

به کجا چنین شتابان؟

چو از این کویر وحشت

به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها

به مامان

برسان سلام ما را

May 12, 2010

قوری غم دارد

قوری غم دارد
لوله اش کمی خم دارد.

قوری از حرارت مستقیم می ترسد

برای همین است که با کون به کتری می چسبد.

قوری قرار نیست قل قل کند

این را بارها کتری با همین صدا گفته است.

قوری غرور کتری را دوست دارد

چون کتری اش به جای لوله ی سربالا، شیر دارد.

کتری از جایش بلند نمی شود

تا برای استکان ها تعظیم کند
بلکه یکی یکی زیر شیرش می آیند
تا ظرف وجودشان را لبریز کند.

آری..

قوری غم دارد
لوله اش کمی خم دارد..

قوری دلش به هوای کتری گرم می شود

و تا رسیدن دمای درون او به صد ،
بی صبرانه انتظار می کشد.

کم کم لحظه ی اوج لذت فرا می رسد

کتری با تمام وجودش به جوش می آید و می خندد

و ناگهان

زیر کتری کم می شود
برای لحظاتی همه چیز آرام می شود

قوری ِ ذوق زده با کله به زیر کتری می شتابد

چاکرای هفتمش باز می شود و
گرمای سیال محبت به درونش راه می یابد

تلخی و تیره گی قوری را، کتری رقیق می کند

عصاره ی وجود او را با زلالی درونش رفیق می کند.

و وقتی قوری می رود

کتری چکه می کند و اشک می ریزد.


ولی..


قوری غم دارد

چون برخلاف همیشه که زیر کونش نم دارد،

امروز


کتری اش را کم دارد


March 12, 2010

What is Life?

زندگی چیست؟

خب اینکه سوالی تخمیست!
چون که اصلن
جوابش معلوم نیست
ولی،
خدمت شما عرض شود که،
به نظر بنده،

یک،

دو،
سه..
(شعر شروع می شود)

زندگی لحظه ی عاشق شدن است.

کردن و کامل شدن و
دادن و ماهر شدن است.

زندگی دول شدنِ شومبول است.

رشد بی شایبه ی هرکول است.

زندگی کوشش اسپرم ایست،

که رسیدن به تخمک،
به تخمش هم نیست.


زندگی آزادی ست،

زندگی عربده است،
مست شدن و
ول شدن و
لش شدن است.


زندگی همین دو سه دود است..

که با سه کام، حبس و
با دو بست ، توپّ است.

زندگی تلاقی خط های موازیست

که از روی آینه، به دماغت راهیست.

زندگی رعایت موازین غیر اخلاقیست

شکستن هنجارها و
کونده پر رو بازیست.

زندگی رقص کون لختِ یک نجار است

که صدای اره و چوب
از خود، بی خودش ساخته است.

زندگی ذوقِ بی سابقه ی یک فاحشه است

که اجاره خانه ی عقب مانده اش را
همین امشب "داده" است.

زندگی خنده ی بی معنی یک چاقال است


خارش بی موقع یک تناسل- اندام است.


زندگی جرات جاری شدن است.

زندگی، مرگ زمان است.
ریزش برگ خزان است.

زندگی،

له شدن غرور یک گوجه ی رب شده است
کمر خم شده ی
سیگار خاموش شده است.

و در آخر،

زندگی،
هر چه که هست..

آگاه بودن تو،

از حال است.




مهندس معتمدی

18 آئورت 1969

May 25, 2009

در ستایش مرگ

مرگ یعنی نماندن و رفتن
مرگ یعنی نبودن در بدن

مرگ یعنی نشخوار خاطرات

مرگ یعنی فسخ تمام معاملات

مرگ همان جدا شدن از رشته ی زمان است

تنها گذاشتن تک تک ثانیه ها و آزادی ِ روان است

مرگ یعنی اتصال ِ کامل به آگاهی

حل شدن در حوض نامتناهی ِ دانایی

هر کس که می میرد،

دیگر نمی ریند!

دیگر نمی بیند،

دیگر نمی خندد و نمی خیزد و نمی رقصد و حتی نمی شیند!

چون وقتی می میری ، تقریبا همه چیز را از دست داده ای.


چه بهتر! مگر مغز خر خورده ای که درگیر این همه ماده ای؟



پس آدم بعد از مرگش چه می شود؟

آخر همینجوری الکی که نمی شود!

مثل دونده ای که هی بدود و برود

آخرش هم به هیچ جایی نرسد!

ولی حتما یک تشکیلاتی چیده اند

وگر نه که فکر کنم رسما ریده اند!


من

با اینکه خیلی عاشق خودمم و بدنم،
ولی هر چه زود تر دوست دارم قید این بند را بزنم

بمیرم و ببینم در آن دنیای لعنتی چه خبر است


وداع کنم با این زندگی، که آغازش از کمر است

February 20, 2009

دیدن یا گریدن

به چشم های اشک آلودم نِگریست

آب ِ دماغش را بالا کشید، و دیگر نَگریست

February 14, 2009

"قسم به هر کی که "دادی

ممه به شیر ..

ممه به شیر ..

.

به یک فشار

.

جاویدا

نیران ِ

عزیز ِ

ما.

February 2, 2009

زن-نوشت

به لطف تو بود

که پستانم بزرگ شد