May 2, 2006

کَرره کیلی


این هایی که میبینید ، کَرره کیلی (karre-kili) ها هستند ، این که خوابیده اُستُخار است و این یکی همکارمان است اسمش کُسکِلت است.

کرره کیلی ها موجودات نجیب غریبی هستند ، در قسمت فوقانی دارای کَرره ی کیل مانندی هستند ، که خیلی بیربط و نامتناسب است و بیشتر شبیه یک سرِ دو سر گهی است ، بخاطر همین اسمشان کرره کیلی است که به خارجی میشود Hick Dead .

آنها رسم عجیبی دارند که اول مهر ، اسکلت های کسالت بار را جلد میکنند ، اسکلت های کسالت بار فقط در نواحی جنوب مرغی فلاتِ تبّت ، یدا ، ابی لهبن و تب یافت میشوند

علاوه بر آن ، اول مهر ، کفتر هایشان را نیز جَلد میکنند و گاو هایشان را نر میکنند .

آنها زندگی اجتماعی و تاریخی و مدنی یی دارند ، آمادگی دفاعی آنها در برابر زلزله ، تخمی است ، حرفه و فن اصلی آنها کسکشا- ورزی با استفاده از ماشین کمابین (Combine) است. موقعیت جغرافیایی آنها در جلگه آووگادرو به مساحت 6.22 ضربدر ده به توان بیست و سه خرس مرتب میباشد .

غذای مورد علاقه آنها شفته کون ماهی است ، چون تنها غذایی است که از دهانشان که معلوم نیست کجاس

آنها تنها رخنه ای از موجودات میباشند که حرف نمیزنند و فعط غمل میکنند ، چون هیچ صدایی از دهانشان که معلوم نیست کجاس .

کسکلت میگوید آنها باهم کیلی پاتی دارند . جلقل بالغ! کیلی پاتی دیگر چه صیغه ایست!

بهر حال موجودات پوست داشتنی یی هستند ، فقط دیزاین بادامی شان کمی نادخ است که اون به به این در.

آنها برای راحتی به طور جسته دمعی روی شانه تخم مرغ میخوابند ، چون واقعا با این کرره ی کیلی ، خوابیدن مشکل است

تولید مثل آنها مثل تولید مثل ما نیست ، آنها به جای تولید مثل ، مقابله به مثل میکنند ، یعنی قابله میاید و مثل شان میکند ، یکم پیچیده است من خودم هم نمیفهمم

آنها بطور متوسط ، 32 سال عمر با عزت میکنند.


February 3, 2006

هرمز خان


هرمز خان، پسر خان هرمز جلبکی، مردی اُستُخار و قابل معاشرت است، او از دنیای اطراف به مسائل محدودی میپردازد و کسی نمیداند درونش چه میگذرد.

زن هرمزخان ملیکا خانوم است، که یکی از املاک او بشمار میرود، تقریبا هفته ای 2 بار بشمار میرود.
ملیکا شوخ طبع و راضی است،
(هرمز خان درباره ملیکا خانوم میگوید ملیکا بهترین ملکم است، از باغ کرج هم بیشتر می ارزه ، شانس آوردم گرفتمش)
حاصل انطباق آن دو، سه پسر با نام های ، جمشید ، تورج و شاپور میباشد
جمشید دچار بیماری فراموشی است، ولی از آن رنج نمیبرد، چون یادش نمی آید. 
جمشید دوست دارد بزرگ شود یادش بیاید که میخواسته چکاره شود، هرمز خان از جمشید به عنوان یک "اشتباه" یاد میکند، چون وقتی خیلی کوچک بود و اسپرم بود یادش رفته بود که ملیکا خانوم آن موقع قرص زد حاملگی خورده، و متولد شد.
جمشید پسر بزرگ خانواده است ، جمشید چت است.
جمشید به مادرش میگوید "پدر"
پسر بزرگتر خانواده تورج است، تورج گوزو است ،که عامل فراموشی جمشید است،
تورج میگوزد ، جمشید یادش میرود.
تورج دوست دارد در آینده مرغدار مراغه شود.
تورج همیشه میخارد. تورج حرکات غیر ارادی میکند. 

شاپور پسر باهوش خانواده است، ولی از هوش خود استفاده نمیکند، چون هرمز خان این اجازه را به او از همان بدو تولد نداده است و او ازعقب مانده شد، شاپور عامل گوز های تورج است، شاپور متولد شد، تورج گوزو شد.
یکی از عقب ماندگیهای شاپور ، واج آرایی است مثلا میگوید:
یه خری بیاد پشتمو بخارونه.. خارم خاریده شد خدا...اَخ تف خدا...

شاپور هم اکنون تحت تحقیر است.

April 3, 2005

دیوانه - وار

آهای فرمانده ، دشمن اومده...

- چیچی آورده؟

هجوم آورده!

- پس بدو برو سر کوچه 2 تا سنگر بگیر و بیا ..

الان نمیتونم فرمانده ، آب دماغم داره میاد

- بسکه ور میری باهاش ...وقتی اومد ، بریز تو دسمال ... ها ها

میریزم تو حساب جاریت .. هار هار

- میخوای سپرده ی بلند مدت مو بکنم تو درز الحسنت؟

خیر قربان.

- پس برو با دشمنا مدارا کن ، با آسیاب ، به نوبت.

فرمانده، دشمن ایندفعه خیلی وحشی تر از اونیه که بخوایم چه نخوایم!

- شاید باید فراموشش کنیم ما ... آتیش جنگُ خاموشش کنیم ما ...

اما نه .. بی تیر اندازی نمیشه .. اصلن میگم بهشون حمله کنیم ، حمله قلبی، عصبی ..

- خفه شو ابله بگو ببینم مهمات و اصلحه چی داریم؟

مهمات که همیناییه که لای پامونه! ، اصلحه هم فقط یه دوشکا آسایش داریم با یه فشفشه!

- تو خیلی حمالی ، باید بدم سگ بخورتت

قربان همین الان حسین نفهمیده به خودش نارنجک بست رفت زیر بار منت دشمن .

- یکی به اون احمق بگه نمیخواد انتزاعی عمل کنی ، زیر خواب دشمن هم نمیخواد بشی ، بیا !

قربان خطر رفع شد ،توپ شون افتاده بود تو خاک ما، اومدن گرفتن

- اینا دیگه آسایش برا ما نذاشتن ، باید بریم از اینجا

یه جنگ خوب میشناسم تو کلمبیا ، بریم اونجا، سر کوکولی و مواد میجنگن

- ایول ، فقط این حسین نفهمیده رو نباید ببریم ، چت میکنه ، کون لخت میره جلو دشمن، آبرومون میره!

آره ، ولی تانکامونو چجوری ببریم ؟

- تانکامونو کونمون میکونیم!

قربان مجیدُ چیکار کنیم؟ موجی شده ، صبح تا شب رادیو پیام بلغور میکنه

- این احمق که پریروز شاعر شده بود ، موج نو میگفت ، چرا فاز عوض کرد؟

قربان دیگه خیلی خطرناک شده، دیشبم متن عملیات کرکوکُ ، اس ام اس اشتباهی زد به دشمن!

- اَی کَرَم تو کوکش!

فرمانده خونسرد باشید ، میفرستیمش برای همیشه موج سواری.

- تو خودت اگه آر پی جی زن بودی .. در کون خودتو میر پی جیزیدی!

قربان دیگه تکرار نمیشه ، قفل میدم..

- خب پس کولومبیا رو ردیف کن ، خط بزنیم حالشو ببرم ، خط مقدم هم جا بگیر!

- قربان خط مقدم تموم شد ،الان فقط بالکن جا هست

اَه بچُفسکی شانس! میجنبیدی زود تر می مردی؟؟ ، اصلن ما ایرانیا همه ی کارامون تخمیه!

March 3, 2005

20 Questions

نام و نام خانودگی؟

میلاد فرخنده


نام مادر؟

اختر تابناک


شما 11 سپتامبر چیکار میکردی؟

تخمین میزدم


مدرک هم داری؟

مدرک نداریم ، میخوای گوجه نذارم


پس شما بودی گوجه ها رو قایم کردی؟

مارو جه به این گو ا آخه!


کسب و خارت چیه؟

گیله مرد میل گرد فروشم


اهل کجایی؟

اهل کاشانم ، تخم هایم عسلی ، لبریز از عشق و صفا


آخرین بار کجا مخفی شدی؟

تو درایو C


چجوری؟

رایت کلیک کردم رو خودم ، Properties و بعدش Hidden


با کیا همدستی؟

آره


آره چیه ، میگم با کیا همدستی؟

آره، با کیا همدستم


کجا باهاش آشنا شدی؟

دم فندق فدقات سر کوچمون


چی شد بهم زدین؟

حاجت داشتیم


چرا افتادی تو این خط؟

جیبم سوراخ بود ، منم کوچیک بودم ، افتادم


چرا برنگشتی پیدا کنی خودتو؟

برگشتم نبود ، نگرد نیست.


حالا میخوای چیکار کنی؟

گفتم از خارج برام آه بیارن ، با ناله سودا کنم


تو زندگی قبلیت چی بودی؟

ترمز دستی اسکانیا


نظرت در مورد زندگی چیه؟

خودم تجربه نکردم ، چون من یه آدمم که بقیه دارن دورم زندگی میکنن، من فقط نگاه میکنم.


اسم زنت چیه؟

لعبت.


هزار ماشالا!

بگو هزار راه نرفته!


روابطت با زنت چجوریه؟

رابطه جبری در حوزه استحفاظی


عجز بیشتر دوست داری یا لابه؟

خامه.


چرا ادامه تحصیل دادی؟

گوجه نداشتیم ، باید مدرک میگرفتم بجاش


تاحالا به جای سفت شاشیدی؟

چاره ای ندارم مگه اینکه یکی دیگه به جای من بشاشه


جنگ بشه چیکار میکنی؟

میرم سر کار


شما مغنّی هستید؟

بله.


تشویق......